توبه کردم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر بار از گونه خطاها نکنم
بوسه دادوچو برخواست لب ازروی لبم توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم
+ نوشته شده توسط ارسلان (آربی)|(مبيناي من دوستت دارم) در دوشنبه سی ام آبان 1384 و ساعت
9:8 بعد از ظهر |
|
توبه کردم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر بار از گونه خطاها نکنم بوسه دادوچو برخواست لب ازروی لبم توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم + نوشته شده توسط ارسلان (آربی)|(مبيناي من دوستت دارم) در دوشنبه سی ام آبان 1384 و ساعت
9:8 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط ارسلان (آربی)|(مبيناي من دوستت دارم) در دوشنبه سی ام آبان 1384 و ساعت
9:2 بعد از ظهر |
ای کاش که اشنایی ها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود
یا که او با من نمی شد اشنا یا که او از من نمی کردی جدا + نوشته شده توسط ارسلان (آربی)|(مبيناي من دوستت دارم) در دوشنبه سی ام آبان 1384 و ساعت
5:23 بعد از ظهر |
گل گفت : مرا بفرست که مظهر زیبایی هستم برگ گفت : مرا بفرست که مظهر ایستادگی هستم بید گفت:مرا بفرست که مظهر ادبم وهمیشه سر به زیر دارم به فکر فرو رفتم و سرم را به زیر انداختم به ناگه قلبم را دیم که بهترین چیز در زنگیم دارم که آن را به تو هدیه میکنم + نوشته شده توسط ارسلان (آربی)|(مبيناي من دوستت دارم) در دوشنبه سی ام آبان 1384 و ساعت
4:39 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط ارسلان (آربی)|(مبيناي من دوستت دارم) در دوشنبه سی ام آبان 1384 و ساعت
3:38 بعد از ظهر |
|
|